من : از سر شب تا حالا هنوز تموم نشده
من ِ من: چی؟
من:ذکر اسمش...
من ِ من: لابد دونه ه
ای تسبیحت وصله به آسمون
من: آره ، یعنی همش پخشه تو آسمون
من ِ من: پس حالا حالا ها یه تسبیحت تموم نمیشه
من: میدونم
**گل گندمم**
(اللهم احفظ محبوبی من جمیع البلایا)
++از دیالوگ های من با منم
برچسب:
نویسنده: هیراد باقری
تاريخ: شنبه
17 مهر
1395 ساعت: 1:02