15... - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 5:56
یه بی تفاوتی خاصی یا یه به من چه ی درشت تو سین زدن دایرکتش بود
16... - تاریخ: 1397/12/22 ساعت: 5:56
نمیدونم پدرای دیگه چطوری هستن ولی پدر من نمونه بارز... نگم بهتره تو این چند ساعتی که از خونه مادرم برگشتم انقدر از دست بابام حرص خوردم که دیگه حس میکنم همین الانه که قلبم منفجر بشه از حجم این اندوه. داره کاری میکنه بالاخره منم یه روز ولش کنم برم پیش مادرم. همه ی پدرا خوب نیستن از هر صد نفر یکیش بد م...
سی و نهم - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
چهلم - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
چهل و یکم - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
چهل و دوم - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ادامه مطلب
چهل و سوم - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
1... - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
میگم آب کمه چرا ؟ اندازه ی نخ هیچی نمیگه میگم باز این صابخونه پمپ ابو خاموش کرده؟هیچی نمیگهچادرمو سرم میندازم و از پله ها میرم پایین ..پمپ روشن بودبرمیگردم بالامیخوام آب گرم رو باز کنم میبینم آبگرمکن
2... - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
روزی که داشتم پستام رو بایگانی میکردم با خودم گفتم یه روز که حالم بدتر از امروز بود برمیگردم و برمیگردونمتون.حالا امشب برگشتم بدونه گوشیبا لپ تاپمن چجوری ده ماه بدون گوشی دارم زندگی میکنم؟ پستای بایگانی شدم زیادن باید دونه دونه برشونگردونم
3... - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
خوشبختی کلمه ی پرجمعیتی است.این رو همین الان یاد گرفتم.
4... - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
یه روز وقتی دیدمت...#همینقدر دور و نشدنی#به وقته خیال
5... - تاریخ: 1397/10/3 ساعت: 17:00
میدونی چه حسی داره وقتی خودت رو به سرنوشت می سپری؟یه جورایی بهت خوشامد میگه دیگه نه دردی هست نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی..#به وقته کتاب#دختری که رهایش کردی#جوجو مویز#کتایون اسماعیلی
مشهدم از قبله زلزله تا خود زلزله و حتی حالا - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:55
این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز... بیخود نبود بعدِ تو با گریهخط می زدم روزای تقویمودلشوره های بی تو ،بعد توآتیش زده چشم انتظاریمو...امضاء:ملیحه کی پوررمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت استتنها همان چهار عدد گل گندمم
خیالت داره روحمو میبره...گل گندمم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 22:02
[unable to retrieve full-text content]هیچ میدونی گل گندمم که چه حالی داره تولدت همچین روزی باشه؟ حتی اگه مثل حالا کسی یادش نباشه که امروز تولدمه بازم من تنها با خیال تو خوشم
از همین کنج حواسم به تو هست...گل گندمم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 22:02
این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز... بیخود نبود بعدِ تو با گریهخط می زدم روزای تقویمودلشوره های بی تو ،بعد توآتیش زده چشم انتظاریمو...امضاء:ملیحه کی پوررمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت استتنها همان چهار عدد گل گندمم
تموم ِ عید ِ امسالم به فکرت بوده ام جانا...گل گندمم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 22:02
خوب که فکر میکنم تازه میفهمم آنقدر در تو غرق شده ام که تمام عیدم را در فکر این بوده ام که تو وسط آن همه سر شلوغی هایت هیچ وقت کرده ای لباس عیدت را بخری؟هر روز که درون این قابه xa0شیشه ای ظاهر میشدی دلم ...دل ،دل میکرد تا لباس عیدت را ببیند اماxa0همه اش تکرار ماه های قبل... xa0ترجیحاً کت چهارخانه ات ...
ریشه های جنگل دلمان گیر هم اند گل گندمم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 22:02
[unable to retrieve full-text content] درخت عاشق بود یا پاییز؟ کسی نمی دانست ولی ریشه های جنگل دلشان عجیبxa0 گیر بود. شاهنده سبحانی *گل گندمم* پ.ن: من پاییزم تو درخت گل گندمم؟یا چی؟
مثل سایه...گل گندمم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 22:02
[unable to retrieve full-text content] آغوش ترکیب پیچیده ای ست از من و خیال تو که هر شب مثل سایه روی دیوار خانه می افتد ... کامران رسول زاده *گل گندمم
تو تموم آرزوی منی گل گندمم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 22:02
این شهر مرا با تو نمیخواست عزیز... بیخود نبود بعدِ تو با گریهخط می زدم روزای تقویمودلشوره های بی تو ،بعد توآتیش زده چشم انتظاریمو...امضاء:ملیحه کی پوررمزه تموم پست های رمزدارم شماره شناسنامه ی خودت استتنها همان چهار عدد گل گندمم
دستت رو بذار رو قلبم ،قلبم نفس نداره ...گل گندمم - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 22:02
قرار بود منم فردا بیام ببینمت گل گندمم اما باز یه سنگ افتاد جلو پام... پس کی خدا ما را برای هم مقدر میکند؟ پس کی صلاحه ببینمت ...خدایا xa0آشوبم...آرومم کن *گل گندمم*